X
تبلیغات
شرح مباحث حسابداری -
شرح مباحث حسابداری

حسابداری ناب

مقدمه

موضوع مورد بحث، حسابداری ناب است.

در واقع، قرار بود این گونه باشد، اما نتیجه تنها درامد و مقدمه ای است بر حسابداری ناب.

شاید اولین چیزی که پیرامون ناب و ناب بودن ، ما و شما را وسوسه می کند، طلای ناب باشد. طلایی خالص، بدون هرگونه ناخالصی. اما بحث ما طلای ناب نیست، گو این که هر چیز ناب، ارزشهای خاص خود را دارد. اینک حسابداری ناب.

حسابداری ناب با مفاهیمی چون تفکر، دیدگاه، تولید و دیگر مفاهیم ناب سر و کار دارد و گاه حتی با این مفاهیم توصیف می شود. از این رو، مناسب است تا ابتدا اشاره ای به این مفاهیم داشته باشیم.

قبل از آن نیز توجه به خود واژه ناب که معادل لین برابر گذاری شده، خالی از لطف نیست. مفهوم ناب یا همان خالص، روشن است؛ هر موضوع ناب بر حذف حشو و زاواید تاکید دارد. برای مثال، گوشت لخم، یعنی گوشت بدون چربی، استخوان و دیگر زواید.

تفکر ناب

تفکر ناب بر ریشه کن کردن هرگونه اتلاف منابع و ایجاد آفرینش برای سازمان بنا شده است. تفکر ناب نگرشی است برای افزایش بهره وری، ارزش آفرینی مستمر و حداقل کردن اتلاف منابع: به عبارتی دیگر تفکر ناب عبارت است از:

* حداکثر کردن کارایی عملکرد،

* حداکثر کردن ارزش محصول یا خدمت نهایی، و

* کاهش اتلاف منابع.

تفکر ناب و مشارکت کارکنان، فرایند ها با منابع کمتر، تجهیزات کمتر، زمان کمتر و فضای کمتر همراه است و بر دستیابی به بیشترین و بهترین نتایج تاکید دارد.

گفته می شود که مفهوم ناب با سه محرک اصلی مردم، فرایندها و فناوری در سروکار است. یعنی، محرک اولیه با تفکر ناب و مشارکت کارکنان، فرایند ها با جریان بدون وقفه در زنجیره تولید و حذف اتلاف منابع و سرانجام، ثناوری که بازاری در خدمت مردم و فرایندهاست. در نهایت، پیامد و جهت این محرک ها، رضایت مشتری، به عنوان یک اصل اساسی است.

در زمینه تفکر ناب در تولید، بحث اتلاف منابع از اهمیت زیادی بر خوردار است:

برخی از این موارد اتلاف، بر قرار زیر طبقه بندی می شود و توجه به آنها،درک تولید و حسابداری ناب را ساده تر می کند:

* اتلاف ناشی از موجودیت های اضافی،

* اتلاف  ناشی از حمل و نقل

* اتلاف ناشی از قطعات معیوب ( در مراحل مختلف)،

* اتلاف ناشی اززمان بی کاری و انتظار برای تولید،

* اتلاف ناشی از حرکات زاید و بدون ارزشافزوده( در تولید)، و

* اتلاف ناشی از تولید اضافی.

به منظور کاهش و حذف اتلاف منابع، این موارد باید شناسایی و در نظر گرفته شود.گفته می شود اگر بخشی از فعالیت ها بتواند کنار گذاشته شود و یا نتیجه نهایی بدون آن فعالیت ها نیز قابل دستیابی باشد، انجام این فعالیت ها، اتلاف منابع محسوب می گردد.

مجموعه این موارد اتلاف، مشکلاتی است که اغلب بنگاه های اقتصادی دنیا با آن سر و کار دارند و تلاش مدیریت طی سال های متمادی، در جهت کاهش آن متمرکز بوده است و کماکان هم ادامه دارد.

تفکر ناب در تولید با مفاهیم مهمی از قبیل شش زیگما، رویکرد تولید بر مبنای حذف موجودیت ها، مدیریت کیفیت تولید بر مبنای حذف موجودیت ها، مدیریت کیفیت جامع، و تشریک مساعی نیروی انسانی پیوند دارد.

مدیریت کیفیت جامع همان طور که از نامش پیداست، نه تنها بر کنترل کیفیت در تمام مراحل تولید تاکید دارد، بلکه کیفیت در مراحل ساخت قطعات و نیاز مشتری پس از فرایند فروش را نیز مد نظر قرار می دهد و تمام ارکان شرکت را در بر می گیرد. شش زیگما نیز روشن شناسی است که با به کارگیری ابزار مناسب، شرکت ها را به توانمند ساختن فرایند های خود قادر می سازد. این امر، باعث بهبود و کاهش نوسان های فرایند شده و در نهایت موجب کاهش کالای نهایی معیوب در فرایند به سطح دو تا چهار واحد در میلیون  می شود.

اصول تفکر ناب در بر گیرنده موارد زیر است:

* نحوه تعیین ارزش هر محصول

* شناسایی جریان ارزش محصول

* ایجاد حرکت بدون وقفه در زنجیره تولید، و

* پیگیری کمال.

تفکر ناب بر این نکته مهم تاکید دارد که ارزش دقیق هر محصول یا خدمت را مصرف کننده نهایی تعیین می کند. هر بهایی که بدون توجه به نظر مصرف کننده بر محصول یا خدمتی گذاشته شود، آن محصول یا خدمتی گذاشته شود، آن محصول یا خدمت یا خریداری نخواهد داشت( به دلیل گران بودن) و یا منجر به ارزان فروشی می شود که معادل تجاری آن از دست دادن منابع است. این اصل با مفهوم هزینه یابی هدف پیوندی جدی دارد.

جریان ارزش محصول مجموعه ای است که تنها بر کلیه عملیات ضروری برای تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت معین تاکید دارد و در جهت شناسایی و حذف عملیات غیر ضروری تلاش می کند و تمام فعالیتهای دارای ارزش افزوده یا فاقد ارزش افزوده مورد نیاز برای یک قلم را از سفارش تا تحویل            در بر می گیرد. عملیات ارزش افزوده، مجموعه هزینه های نیروی کار، مواد اولیه، ماشین آلات، و پشتیبانی عملیاتی، تسهیلات و نگهداری، و سایر هزینه های متغیر تولید می باشد که مشتری مایل است وجه آن را پرداخت کند.

در طول جریان ارزش، با سه نوع فعالیت سرو کار داریم:

* فعالیت هایی که آشکارا ارزش آفرین است،

* فعالیت هایی که الزاماً ارزش آفرین نیست اما به دلیل شرایط موجود ( از جمله دانش فنی، ترتیب      دارایی های موسسه و ...) در حال حاضر تحمل آنها گریز ناپذیر است، و

* مجموعه فعالیت های به نسبت فراوان اضافی در مراحل تولید که آشکارا ارزش آفرین نیست و بلادرنگ قابل حذف است.

بحث ایجاد حرکت بدون وقفه در زنجیره تولید نیز بر حذف کامل موارد اتلاف زمانی تاکید دارد، به گونه ای که تمام فعالیت ها ارزش آفرین باشد. بی تردید، هیچ توقف زمانی ارزش آفرین نیست. معیار ارزش آفرینی نیز نظر مشتری است. شناسایی این ارزش ها، بسیار با اهمیت است، چرا که تنها این ارزش ها مصرف کننده را جذب می کند.

اصل پیگیری کمال نیز بر شناسایی و حذف کامل تمام ساختار ها یا فعالیت هایی که موجب اتلاف منابع  می شود( از جمله زمان انتظار ساخت)، تاکید دارد و بیانگر مستمر و بی پایان بودن تفکر است.

تولید ناب

بحث بعدی، تولید ناب است که دارای مفاهیمی مشترک با تفکر ناب می باشد.

در یک طبقه بندی کلی، تولید را به دوره های تولید دستی، تولید انبوه، تولید ناب و تولید چابک تقسیم   کرده اند.

ویژگی های تولید دستی، سطح تولید بسیار پایین، نظام استاد- شاگردی، کیفیت اغلب پایین محصولات، تاکید بر کارگردانی ماهر و بالاخره قیمت بالای محصولات بوده است.

این شیوه تولید، هنوز در بخش های وسیعی از جهان جریان و البته در برخی موارد خاص( چون آثار هنری)، کماکان موضوعیت دارد.

دوره تولید انبوه، از اوایل قرن بیستم آغاز شد و اوج آن در کارخانه های هنری فورد تبلور یافت. از ویژگیهای این دوره می توان خط مونتاژ متحرک، قابلیت تعویض کامل قطعات، راحتی اتصال قطعات مختلف به یکدیگر، کاهش زمان چرخه کاری، تعویض پذیری و عدم ضرورت و تاکید بر کارگران ماهر، طرح ریزی مشاغل، تخصصها و سمت های جدیدی چون تعمیر کاران و مهندسان صنایع و کاهش زمان راه اندازی ماشین آلات را بر شمرد. نتیجه این امر را می توان امکان تولید محصولات در حجم بسیار بالا و قیمت بسیار پایین نسبت به گذشته دانست. اما مهمترین نقطه ضعف این سیستم، انعطاف ناپذیری آن بود، بدین صورت که تغییر دستگاه ها به منظور انجام وظیفه ای جدید، بسیار وقت گیر و پر هزینه بود. کارخانه های فورد، سالها حتی  نسبت به رنگ اتومبیل با رنگ دیگری را اساساً بی معنی می دانستند.

دوره سوم، تولید ناب است که اگر چه مغزهای متفکر و بنیانگذاران آن مدیران ارشد تویوتا بوده اند، اما  سابقه ای طولانی تر دارد.

تولید ناب به معنای حذف هر گونه فعالیت بدون ارزش افزوده است. ویژگی های این سیستم، حذف ضایعات، در حد صفر بودن کالای معیوب ( در مواد اولیه، فرایند تولید و محصولات نهایی)، کار گروه های نیروی انسانی چند منظوره به جای تک منظوره، کاهش لایه های سازمانی و رهبری تیمی، سیستم های عمودی اطلاعاتی، بهبود مستمر و سیستم های انگیزشی است.

در ادامه این روند، تولید چابک مطرح می شود که بر رضایت و اغنای مشتری، اهرمی کردن اطلاعات، افراد مسلط بر تغییرات و عدم اطمینان و رقابت پذیری از طریق همکاری تاکید دارد.

امروزه گفته می شود که عصر تولید انبوه به پایان خود رسیده است و شیوه های جدیدی چون تخصصهای انعطاف پذیر و مدیریت بدون ضایعات یا اتلاف منابع، مرحله ای از تولید است که مزایای تولید دستی و انبوه را همراه دارد و از معایب آن مبراست. بنابراین، مهمترین ویژگی این سیستم، برخورداری از نیروی انسانی چند مهارتی و آدم های ماشینی انعطاف پذیر( روبات ها) محسوب می شود؛ به عبارت دیگر، هم نیروی انسانی و هم ماشین های انعطاف پذیر.

از این رو، به طور خلاصه می توان گفت در سیستم تولید ناب، نیروی انسانی مورد استفاده، مخارج خرید و نصب ماشین آلات، فضای لازم برای تولید، موجودی های در جریان، مواد و محصول و نیروی مهندسی طراحی محصولات، همه و همه به شدت کاهش می یابد و در نتیجه از جمله منجر به نتایج زیر می شود:

* کاهش هزینه تولید و افزایش حجم آن،

* تولید استاندارد( با تعریف مشخصی از کیفیت)

* افزایش تنوع تولید در جهت رفع نیاز مشتری ، و

* ایجاد حس مسئولیت پذیری، همراه با آزادی عمل در انجام کار ها توسط نیروی انسانی.

یکی از جنبه های قابل ملاحظه تولید ناب، خصوصیات زنجیره تامین آن است که با زنجیره تامین در تولید انبوه تفاوت دارد. در زنجیره تامین ناب بر خلاف تولید انبوه که به صورت هزینه ها به اضافه چند درصد عملی می شود، ابتدا مونتاژ کننده از طریق محاسبه سهم قطعه مشخص می کند و سپس، سفارش می دهد.

در این شکل کار به جای آنکه تولید کننده قطعه بهای آن را مشخص کند، مونتاژ کننده، پیشنهاد دهنده قیمت است. اینجاست که نقش مهندسی ارزش در شرکت های قطعه ساز پر رنگ تر می شود.

وظیفه مهندسی ارزش در موسسات تولید کننده قطعات، تحلیل مداوم هزینه های تولید است و بر حذف هزینه های زائد تاکید می کند. این امر کاهش مستمر هزینه های تولید را در بر دارد و حتی گاه ممکن است به طراحی دوباره آن محصول بیانجامد.

ویژگی های زنجیره تامین در سیستم های تولید انبوه و ناب تفاوت هایی جدی با یکدیگر دارد که خارج از بحث اصلی ما رار می گیرد.

حسابداری ناب

پس از بیان مقدمات پیش گفته، به بحث اصلی یعنی حسابداری ناب می رسیم، گو این که در این بخش، باز هم به مفاهیم دیگر ناب، برخورد خواهیم کرد.

حسابداری ناب، اصطلاحاتی کلی است برای تغییراتی که در سیستم ها، رویکرد ها و مفاهیم حسابداری یا سنجش عملکرد فرایند های مدیریت سازمان در حمایت و پشتیبانی از تفکر و تولید ناب، حسابداری موسسات ناب است.

همچنین گفته می شود که حسابداری ناب:

* ابزار گزارشگری تولید ناب است،

* از شاخص های غیر مالی( در کنار مقیاس های مالی) استفاده می کند،و

* هزینه ها را گروه بندی و آنها را از طریق جریان ارزش سازماندهی می کند.

اصول ناب، اساساً از صنایع تولیدی ژاپن سرچشمه گرفته است.

واژه ناب و اصول ناب، برای اولین بار توسط ومک و جونز که سال های متمادی عمر خود را در تجزیه و تحلیل موفقیت شرکت های ژاپنی پس از جنگ جهانی دوم صرف کرده بودند، ابداع گردید که خلاصه آن در کتابی با عنوان تفکر ناب در سال 1989 آورده شده است. از دید بسیاری، واژه ناب به مجموعه ای از ابزار اطلاق می شود که در شناسایی و حذف مواردی که اتلاف منابع را در پی دارد، کمک می کند. در این باره، پیش تر اشاراتی داشته ایم.

پیش از هر چیز، لازم است تا اشاره ای به چشم انداز حسابداری ناب داشته باشیم.

چشم انداز حسابداری ناب، بدین شکل قابل تلخیص است:

* حسابداری ناب، اطلاعاتی دقیق، به موقع و قابل فهم برای بر انگیختن افراد در تغییر در سرتاسر شرکت و نیز برای سال هایی که به افزایش ارزش، رشد، سود آوری و نیز افزایش خالص جریان ورود وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی منجر می شود، فراهم خواهد آورد،

* حسابداری ناب، ضمن حفظ کنترل های مالی ضروری، ابزارهای ناب را به منظور حذف زواید فرایند حسابداری بنگاه به کار خواهد گرفت،

* حسابداری ناب با استاندارد های حسابداری و ضوابط گزارش گری مالی برون و دورن سازمانی ، مطابقت خواهد داشت، و

* حسابداری ناب از طریق برانگیختن سرمایه گذاری عموم، فراهم آمردن اظلاعاتی مربوط و عملی و تقویت و بهبود مستمر، در همه سطوح سازمان، فرهنگ ناب را پشتیبانی خواهد کرد.

در تکمیل تعریف حسابداری ناب گفته شده است که با موارد زیر سرو کار ندارد:

* کاهش نیروی انسانی،

* مچ گیری، و

* تغییرات مقطعی، سریع و غافلگیرانه.

حسابداری ناب در عمل ، به دنبال رفع نارساییهای سیستم های مرسوم و سنتی حسابداری است. گفته     می شود که این سیستم ها، دارای نارسایی های زیر است:

فرایندی است حجیم، پیچیده و بی فایده، همراه با انبوهی از فعالیت ها و کوشش های بدون ارزش افزوده،

*این فرایند در جهت فراهم آوردن اندازه گیری ها و گزارش هایی چون کارایی نیروی انسانی و جذب سربار، تلاش می کند که پاسخگویی تولید انبوه و نگهداری سطح موجودیها در مقادیر بالاست،

* این فرایند راه مناسبی برای شناسایی آثار مالی بهبود نابی که در سرتا سر شرکت روی داده است، ارائه نمی کند، بلکه بر عکس، گزارش های مالی مرسوم و سنتی در این زمینه اغلب بیانگر وقوع رویداد های     نامناسب بوده، در حالی که زمینه اغلب بیانگر وقوع رویداد های نا مناسب بوده، در حالی که تغییراتی ناب در حال انجام است،

* تنها افرادی معدود، صورت های مالی استخراج شده از سیستم های مرسوم و سنتی حسابداری را درک  می کنند، در حالی که تمام افراد نیاز دارند تا براساس این صورتهای مالی، تصمیماتی مهم و گسترده را اتخاذ کنند، و

* این فرایند هزینه های استاندارد تولید را در نظر می گیرد که در مواردی چون لزوم اعلام قیمت برای شرکت در مناقصه ها، تحلیل سودآوری، ساخت یک قطعه یا محصول در داخل یا خرید آن از بیرون، ترکیب منطقی تولید می تواند گمراه کننده باشد.

تقریباً تمام شرکت هایی که تصمیم به استقرار سیستم های حسابداری ناب گرفته اند پیرامون چنین      زمینه هایی مشکلاتی از قبیل پذیرش فعالیت های سود آور جدید، برون سپاری تولیدات یا تولید اجزایی که باید در داخل انجام شود و تولید محصولات صادراتی که از نظر رقابتی قابل توجیه است را داشته اند.

با این مقدمه می توان مزایای حسابداری ناب را به شرح زیر بر شمرد:

* فراهم آورنده اطلاعات بهتر برای تصمیم گیری،

* نشان دهنده روشن تر آثار مالی بهبود ناب،

* صرفه جویی مالی و کاهش هزینه ها، و

* مشوق بهبود ناب در بلند مدت.

مزایای پیش گفته از طریق راه کار های زیر قابل دسترسی است:

* حذف فعالیت های زائد،

* تدوین معیارهای سنجش عملکرد به منظور هماهنگی با اصول تفکر ناب،

* باور این که سنجش عملکرد از بخش های کوچک درون سازمانی ( سلول) آغاز می شود،

* تشکیل گروه بهبود مستمر و فراهم آوردن معیار های جریان ارزش برای آنان،

* ابزار تحلیلی برای نشان دادن آثار ناب نسبت به منابع مصرفی،

* استفاده از کارشناسان متخصص، و

* ساده سازی.

بی تردید چنانچه درک مناسبی از مشکلات و موانع وجود داشته باشد، دستیابی به راه حل های مناسب نیز ساده تر است. بر این پایه، اصول پنج گانه رویه ها و ابزار حسابداری ناب مطرح گردیده که خلاصه آن در نمایشگر 1 ارائه شده است.

حسابداری ناب و ساده

این اصل را به بیان دیگر، به کارگیری روش های ناب در فرایند حسابداری نیز می نامند. همانطور که پیشتر اشاره شد، برخی از فرایند های مرسوم و سنتی حسابداری در بر گیرنده مواردی از اتلاف منابع نوع 1، یعنی موارد اتلافی که به سرعت قابل حذف نیست، می باشد؛ اما اغلب آنها از موارد اتلاف منابع نوع 2 است، یعنی موارد اتلافی که قابلیت حذف دارد.

ابزار ناب باید با دقت و جدیت در فرایند های حسابداری ، کنترل و سنجش مورد استفاده قرار گیرد تا موجب حذف بیرحمانه این اتلاف منابع شود. ابزار دستیابی به این امر، طراحی جریان ارزش( وضعیت حال و آینده)، کایزن( بهبود مستمر ناب) و حل مسئله به صورت روش بی نقص و کمک کننده است که به بهبود مستمر می انجامد.

موارد بهبود پی دی سی ای، راه را برای دیگر تغییرات به سوی حسابداری ناب مب گشاید. در ضمن، اگر چه برخی از این گام های بهبود اولیه، به ناچار ممکن است در مراحل بعدی حذف شود، اما به کار گیری آنها شروع خوبی برای استقرار حسابداری ناب در سازمان خواهد بود.

فرایند های حسابداری که تغییر ناب را پشتیبانی می کند

گزارش ها و روش های حسابداری ناب، در عمل از تغییرات ناب پشتیبانی می کند. این اطلاعات بهبود مستمر زا نیز در پی دارد.

گزارشگری مالی و غیر مالی، نمایانگر زنجیره جریان ارزش و نه هر یک از تولیدات است. وظایف و      فرایندهای حسابداری ناب، بر اندازه گیری و درک ارزش های ایجاد شده برای مشتریان و به کارگیری این اطلاعات در جهت تقویت ارتباط با مشتری، برنامه ریزی تولید، قیمت گذاری تولیدات و بهبود ناب تاکید   می کند.

در ادامه به برخی موضوعهای مرتبط با این اصل اشاره خواهیم داشت:

* سنجش عملکرد بصری،

* بهبود مستمر،

* هزینه یابی جریان ارزش، و

* هزینه یابی هدف.

سنجش عملکرد بصری

کنترل فرایند های تولید ( و سایر فرایندها)، از طریق سنجش عملکرد بصری در سطوح کارگاه و جریان ارزش قابل دستیابی است. این نحوه سنجش نیاز به ردگیری موارد در سطح کارگاه و گزارشگری انحراف مورد علاقه و تاکید سیستم های مرسوم و سنتی حسابداری صنعتی را از بین می برد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایشگر 1-اصول، رویه ها و ابزار حسابداری ناب

ابزار حسابداری ناب

رویه ها

اصول

الف- ترسیم جریان ارزش، وضعیت حال و آینده.

ب- کازین( بهبود مستمر ناب)، و

پ- حل مسئله به روش پی دی سی ای.

1- حذف مستمر اتلاف ناشی از فرایند ها، معاملات، گزارش ها و سایر روش های حسابداری

حسابداری ناب و ساده

الف- نمودار پیوستگی سنجش عملکرد، ارتباط دادن گزارش گری کمی هر سلول/ فرایند، جریان های ارزش، کارخانه و شرکت به راهبرد کسب و کار، هزینه های حذف و بهبود ناب،

ب- تابلوهای عملکرد جریان ارزش، شامل پروژه های دارای پیشرفت چشمگیر و بهبود مستمر، و

پ- جدول امتیاز ها که عملکرد جریان ارزش را نشان می دهد.

1- کنترل مدیریت و بهبود مستمر

فرایند های حسابداری که تغییرات ناب را پشتیبانی می کند

الف- هزینه یابی جریان ارزش، و

ب- صورت سود و زیان بر مبنای جریان ارزش.

2- مدیریت هزینه

هزینه یابی هدف.

3- ارزش ها از دیدگاه مشتریان و تامین کنندگان قطعات، مواد و کالا و مدیریت هزینه

الف- صورت های مالی ساده، و

ب- حسابداری ساده و اساساً مبتنی بر روش نقدی.

1- گزارشگری مالی

انتقال روشن و به موقع اطلاعات

الف- گزارشگری اولیه با به کار گیری تابلو های عملکرد مشهود، قسمت کارخانه، جریان ارزش، سلول/ فرایند در تولید، طراحی تولید، فروش/ بازار یابی، اداری و غیره.

2- گزارشگری عینی و مشهود سنجش عملکردهای مالی و غیر مالی

الف- تجزیه و تحلیل هزینه های افزایشی و سود آوری با استفاده ، از هزینه یابی جریان ارزش و جدول امتیاز ها.

3- تصمیم گیری

الف- خط مشی هوشین(Hoshin )، و

ب- برنامه ریزی فروش، عملیات و مالی( SOFP).

1- برنامه ریزی و بودجه بندی

برنامه ریزی با تکیه بر دیدگاه ناب

الف- تجزیه و تحلیل هزینه جریان ارزش و ظرفیت،

ب- نمودار جریان ارزش مربوط به وضعیت فعلی و آتی، و

پ- جدول امتیاز ها که تغییرات عملیاتی، مالی و ظرفیت ناشی از بهبود ناب را نشان می دهد، طراحی از مزیتهای مالی ناشی از تغییرات ناب.

2- اثر بهبود ناب

الف- اثر تفاضلی مخارج سرمایه ای بر جدول امتیاز های جریان ارزش که اغلب توسط رویکرد سه پی (3ps) استفاده می شود.

3- بودجه بندی مخارج سرمایه ای

الف- سنجش عملکرد با رد یابی  مشارکت در بهبود مستمر، رضایت نیروی انسانی و آموزش، و

ب- مشارکت کارکنان در سود.

4- سرمایه گزاری در نیروی انسانی

الف- ماتریس حذف عملیات و فعالیت های زائد، و

ب- نمودار فرایند ها که کنترل ها و خطر های مندرج در قانون سابینز اکسلی         ( SOX) را نشان می دهد.

1- کنترل های داخلی مبتنی بر کنترل های ناب عملیاتی

تقویت کنترل های داخلی حسابداری

الف- زمانی که موجودیها در سطح پایین است و تحت کنترل عینی قرار دارد روشهای ساده برای ارزش یابی موجودیها بدون نیاز به نگهداری مدارک ثبت دائمی موجودیها و هزینه های محصول متصور است.

2- ارزش یابی موجودی ها

 

بهبود مستمر

بهبود مستمر، به کارگیری تابلو های عملکرد جریان ارزش را توجیه و پیگیری می کند. این تابلو ها، عموماً به صورت هفتگی به روز می شود و توسط تیم بهبود، راه اندازی پروژه های پی دی سی ای و کنترل پیشرفت آنها مورد استفاده قرار می گیرد. این تابلو ها، سنجش عملکرد جریان ارزش نمودار های پارتو، که یکی از ابزار هفت گانه کنترل کیفیت می باشد، و اطلاعاتی پیرامون پروژه های بهبود مستمر را نشان      می دهد.

تابلو های پیش گفته، همچنین نمودار های وضعیت حال و آینده شرکت به همراه برنامه ریزی پروژه از وضعیت فعلی تا تکمیل آن را نشان می دهد. تابلو های عملکرد جریان ارزش، برای نیل به بهبود مستمر جریان ارزش، نقش کنترل ماموریت را ایفا می کند.

هزینه یابی جریان ارزش

گزارشگری جریان ارزش، عموماً به صورت هفتگی گردآوری می شود و طی آن، تخصیص هزینه سربار انجام نمی شود و یا به میزانی نا چیز انجام می گیرد. اطلاعات مالی حاصل، می تواند در جریان ارزشی که در آن به تصمیم های مناسب، اگیزه نیل به بهبود ناب در جریان ارزش نهایی و حساب دهی شفاف منجر     می شود، به روشنی برای همه قابل درک باشد.

گزارشگری هفتگی، همچنین نقش عمده ای در کنترل و مدیریت هزینه ها دارد، چرا که امکان بررسی توسط مدیران جریان ارزش را، در حالی که اطلاعات به روز و جاری است، فراهم می آورد.

 

 

 

هزینه یابی هدف

هزینه یابی هدف ، ابزاری برای درک این مطلب است که چگونه شرکت برای مشتریان ایجاد ارزش می کند و نیز برای ایجاد ارزش بیشتر چه باید کرد! هزینه یابی هدف، بیشتر هنگامی به کار می رود که محصول جدیدی در حال طراحی است و یا زمانی که گروه جریان ارزش، تغییراتی برای افزایش قیمت برای مشتری را ضروری احساس می کند.

پیامد این فرایند و هماهنگی، مجموعه ای از ابداعات ایجاد ارزش بیشتر برای مشتری، نشان دهنده وضعیت هزینه های تولید الزامات ثبات مالی و کوتاه مدت و بلند مدت است. این ابداعات بهبود، فرایند های فروش، بازاریابی، برنامه ریزی تولید، عملیات، تدارکات و امور اداری شرکت را در بر می گیرد.

انتقال روشن و به موقع اطلاعات

حسابداری ناب، آن چنان گزارش های مالی فراهم می آورد که به سادگی برای هر فردی در شرکت قابل فهم است. صورت سود و زیان در قالب واژگانی ساده بیان می شود و اطلاعات به گونه ای ارائه می گردد که هرگز دشوار تر از فهم بودجه یک خانوار نیست. این صورت های ساده به سادگی نیز قابل استفاده است، چرا که در برگیرنده داده های گمراه کننده و گیج کننده مربوط به هزینه یابی استاندارد، همراه با انبوهی از انحراف های غیر قابل درک نمی باشد.

هنگام به کارگیری این صورت های مالی ساده، پرسش بسیار آشنای مفهوم این صورت های مالی چیست؟ به سوال مهم و کارآمد چه باید کرد؟ تغییر و ارتقا می یابد.

در ادامه بحث پیرامون این وصل( انتقال روشن و به موقع اطلاعات) ، اشاره ای بر دو مورد زیر خواهیم داشت:

* مدیریت بصری و دیداری، و                             * تصمیم گیری و جدول امتیاز ها

مدیریت بصری و دیداری

مدیریت بصری و دیداری، یکی از مبانی مدیریت ناب است. در حسابداری ناب معمولاً قالب جدول امتیازات ، مورد استفاده قرار می گیرد. موضوع هایی که باید اندازه گیری شود سطر های جدول و هفته های عملکرد ستون های جدول را تشکیل می دهد و به این ترتیب عملکرد هفتگی عوامل مهم( از قبیل هزینه هر واحد، ظرفیت در دسترس ، و در صد سود به فروش) ، با هدف تعیین شده که از طرح وضعیت آینده جریان ارزش استخراج گردیده است و با دوره های کوتاه مدت- هفتگی، مقایسه می شود.

تصمیم گیری و جدول امتیاز ها

سال های معمول، شامل براورد قیمت جهت شرکت در مناقضه ها، تحلیل سودآوری، ساخت یک قطعه یا محصول در داخل یا خرید آن از بیرون، منبع یابی، ترکیب منطقی تولید، از طریق به کارگیری اطلاعات با اهمیت و ساده ای که به آسانی و با استفاده از جدول امتیاز ها در دسترس قرار می گیرد، قابل دستیابی است. در سال های مهم، نیازی به استفاده از هزینه های استاندارد احساس نمی شود.

برنامه ریزی با تکیه بر دیدگاه ناب

برنامه ریزی ناب با خط مشی هوشین آغاز می شود و به سوی فرایند برنامه ریزی ماهانه فروش، عملیاتی و مالی ادامه می یابد که این فرایند، سازمانرا به طرف برنامه ریزی یکپارچه رهنمون می سازد.

در ادامه، به مباحث زیر اشاره ای خواهیم داشت:

*  خط مشی هوشین،

* برنامه ریزی فروش، عملیاتی و مالی،

* آثار مالی بهبود ناب،

* بودجه بندی پروژه های سرمایه ای، و

* سرمایه گذاری در نیروی انسانی.

خط مشی هوشین

خط مشی هوشین با راهبرد کسب و کار شرکت آغاز می شود. این راهبرد ، اغلب دوره ای بین سه تا پنج سال را پوشش می دهد و بیانگر آن است که طی سال های پیش رو، چه کار هایی باید انجام شود. برنامه ریزی سطح اول هوشین، در برگیرنده معدودی تغییرات چشمگیر مورد نیاز است که از راهبرد کسب و کار پشتیبانی می کند و با معیار هایی برای کنترل دستیابی به آنها و نیز منابع لازم برای تکمیل برنامه همراه است. این سطح از برنامه ریزی، سپس یه سطوح مدیران اجرایی و مدیران زیر مجموعه آنها گسترش      می یابد و تا سطح جریان ارزش ادامه خواهد یافت.

خط مشی هوشین، پیشنهادی سنتی نیست و در مواردی که اهدافی( اغلب غیر قابل دسترس) توسط مدیران برای زیر مجموعه خود تدوین شده باشد، برنامه کنترل می کند.

فرایند هوشین در تمام سطوح، در برگیرنده گام هایی به موقع و همراه با جزئیات است که موجب آن، همه افرادی که باید به نتایج مشخصی دست یتبند، بگونه ای جدی در برنامه ریزی و تعیین اهداف برای حوزه تحت مسئولیت خویش مشارکت می کنند. از این لحاظ، هوشین فرایند تغییر و دگرگونی کسب و کار است که بر پایه همکاری با کارکنان و تفویض اختیار به ایشان استوار می باشد.

برنامه ریزی فروش، عملیاتی و مالی

برنامه ریزی فروش، عملیاتی و مالی، معمولاً به صورت ماهانه انجام می شود. این برنامه ریزی، فرایندی رسمی و جدی است و به عنوان فرایندی جامع و گسترده در سر تا سر شرکت و در قالب برنامه ریزی کوتاه مدت و میان مدت انجام و برای هر جریان ارزش تکمیل می شود. فروش و بازار یابی، پیش بینی هایی را برای تعداد تولیدی که توسط هر جریان ارزش طی هر ماه( برای مثال تا یک سال آینده) فروخته خواهد شد، انجام می دهد. پیش بینی تعداد فروش، گاه برای رفتن به سطوح پایین تر و پیش بینی مجموعه محصولات فرعی یک جریان ارزش نیزمفید است. مسئولان عملیات نیز ظرفیت جریان ارزش هر ماه از سال را پیش بینی و مهندسی تولید، برنامه هایی را برای معرفی محصولات جدید ارائه می کنند.

از طریق مجموعه ای از ملاقات های از پیش تعیین شده رسمی و جدی، تقاضا های مشتریان با ظرفیت تولید مطابقت داده می شود. جلسه نهایی مسئولان اجرایی، برنامه ریزی فروش، عملیاتی و مالی، نتوسط بالاترین مقام در سازمان- اغلب مدیر عامل- برگزار می شود و طی آن، برنامه گسترده شرکت مطرح، بررسی و تصویب می گردد. از آنجایی که از این برنامه ها با همکاری تمام کارکنان تهیه شده است، هر یک از آنان می توانند نقش خود را در آن ملاحظه کنند.

برنامه ریزی فروش، عملیاتی و مالی، فرایند برنامه ریزی در شرکت های ناب است. این برنامه ریزی، هم  می تواند نیازهای کوتاه مدت و هم نیاز های بلند مدت( مواردی چون تجهیزات سرمایه ای و یا استخدام و جا به جایی کارکنان) را براورده کند.

نتیجه برنامه ریزی مالی این فرایند، به روز آوری بودجه ها در هر ماه و حذف بودجه های سالانه بی فایده ای است که شرکت ها درگیر آن می باشند.

محاسبه نتایج کوتاه مدت منتهی به پایان هر ماه نیز نیاز به فرایند گزارش گری ماهانه را کاهش می دهد.

 

 

 

 

 

آثار مالی بهبود ناب

آثار واقعی بهبود ناب، باید در ایتدای هر تغییر و دگرگونی ناب درک شود:

* استفاده از وضعیت جاری و آینده نمودارهای جریان ارزش،

* ابزار حسابداری ناب مورد استفاده در فهم ایم که چگونه تغییرات در عملکرد فعالیت های اصلی تاثیر خواهد گذارد، و

* چگونه ظرفیت موارد استفاده در جریان ارزش تغییر می کند.

این تجزیه و تحلیل ها، اغلب بهبود فوق العاده ای را در عملیات، اما بهبود کمتری را در آخرین رقم سود و زیان نشان می دهد.چه رابطه ای بین این دو وجود دارد؟ پاسخ، تغییر طرفیت است؛ ایجاد ظرفیت در دسترس و ...

اغلب پروژه های بهبود ناب، موارد اتلاف منابع را حذف می کند و ظرفیت در دسترس را در قالب زمان ماشین آلات، زمان نیروی انسانی و فضای فیزیکی، ایجاد می کند. تاثیر مالی بهبود های ناب در آخرین رقم سود و زیان، ناشی از تصمیم های اتخاذ شده توسط مدیریت است. برا ی  مثال، این که ظرفین جدید ایجاد شده چگونه مورد استفاده قرار گرفته است از جمله این موارد می باشد.

تغییر واقعی، حاصل از طرفیت در دسترس ایجاد شده و افزایش وجه نقد ناشی از کاهش موجودیهایی است که آزاد می شود.

منافع محسوس، هنگامی بروز می کند که شرکت محصولات جدیدی را به واسطه ظرفیت آزاد شده معرفی کند.

یکی از دشوار ترین تغییرات توسط مدیران ارشد، احتمالاً هنگامی است که آنان فرایند تغییر ناب را به منظور کاهش نگرانی کارکنان درباره بهبود تولید در شرایطی که هزینه کاهش می یابد آغاز می کنند. این امر، ناشی از تفکر،هزینه یابی استاندارد در تولید انبوه است. این طرز تفکر، توسعه شرکت را از طریق تولید ناب و سایر ابداعات ناب محدود می کند. ما نیازمند تامل پیرامون ارزش های مورد نظر مشتری و توسعه کسب و کاریم، اما مفهوم آن بی توجهی به اطلاعات هزینه نیست، بلکه بر اهمیت هزینه ها تاکید دارد. در واقع، ما نیازمند ابزار بهتری برای اطلاعات مرتبط با هزینه هستیم، ابزار چون هزینه یابی جریان ارزش و جدول امتیازها.

با درک ماهیت واقعی ناب، سوال(( چگونه می توان در هزینه ها صرفه جویی کرد؟)) به(( چگونه می توان ظرفیت ایجاد شده را در جهت افزایش ارزش های مورد نظر و ایجاد منابع مالی بیشتر به کار گرفت؟))، تبدیل می شود. بسیار مهم است که این سوال مرتب تکرار شود، چرا که پاسخ به آن، تاثیر مالی واقعی تغییرات ناب را در کوتاه مدت و بلند مدت روشن می سازد.

بودجه بندی پروژه های سرمایه ای

رویکرد ناب نسبت به تجهیز منابع سرمایه ای، کاملاً با محاسبات بازگشت سرمایه مرسوم و سنتی متفاوت است. در رویارویی با تصمیمات عمده مربوط به پروژه های سرمایه ای، سازمان های ناب فرایند معروف به سه پی یا (( فرایند آماده سازی تولید)) را انجام می دهند. منظور از این فرایند، روشی منضبط برای طراحی یا طراحی یک محصول است. گروه سه پی باید راه کار های متفاوتی را برای مسئله بیابد. آنان اغلب جنبه های متفاوتی را نیز در نظر می گیرند، چرا که راه  کار های متفاوتی پیش رو وجود خواهد داشت: رویکردی تمام ماشینی یا تمام دستی، مشابه رویکرد جاری، مغایر با رویکرد جاری و غیره.

در این فرایند، لازم است تا تیم سی پی تمام راه کارهای جایگزین مورد استفاده را در چک لیستی گسترده ارزیابی کند. تاثیر مالی هر راه کار جایگزین، به عنوان بخشی از فرایند تصمیم گیری، در جدول امتیاز ها ارائه می شود.

سرمایه گذاری در نیروی انسانی

دو موضوع بسیار حیاتی در شرکت ها، به گونه ای خطرناک مورد غفلت قرار گرفته است؛ یکی نیاز به رهبری و درگیری فعالانه مدیریت ارشد است و دیگری تاکید بر اعمال ابزار ناب در مورد نیروی کار. سازمان های ناب موفق، فرهنگ خود را در جهت آموزش، تشریک مساعی و تقویت بنیانی نیروی انسانی خود ارتقا      می دهند.

حسابداری ناب، این تلاش را ار طریق به کار گیری معیار های مناسب فراهم می آورد. از آنجا که اندازه گیری توانایی کارکنان، به طور مستقیم و به سادگی میسر نیست، این معیار ها بر پایه پیشنهاد های ارائه شده، درصد افراد فعال در بهبود مستمر و سطح آموزش در طول جریان ارزش پایه گذاری می شود. بررسی سالانه رضایت کارکنان نیز می تواند در زمینه ارزیابی توانایی های مدیریتی شرکت و موفقیت در ارتقای نیروی انسانی، سودمند باشد. بسیاری از سازمان های ناب، همچنین از فرایند ساده مشارکت کارکنان در سود استفاده می کنند؛ بدین ترتیب هر فرد، نقش و آثار فعالیت های خود را در موفقیت شرکت به وضوح ملاحظه می کند.

تقویت کنترل های داخلی حسابداری

کنترل های حسابداری، همواره بسیار مهم است. از آنجا که حسابداری ناب این کنترل ها را تقویت می کند و آن را به هیچ وجه تضعیف نمی نماید، اساسی محسوب می شوند. ابزار اولیه برای اطمینان یافتن از این که تغییرات حسابداری ناب با دقت انجام شده است، در (( ماتریس حذف مبادلات زائد)) وجود دارد. با            به کارگیری این ماتریس، تعیین این کهئ چه روش های نابی قادر است، فرایند های مرسوم و سنتی را بدون به خطر انداختن کنترل های کارای مالی( یا عملیاتی) حذف کند، امکان پذیر می گردد.

جنبه ای مهم از شرایط مالی، ارزشیابی موجودیهاست. تولید ناب ههمواره در پی کاهش موجودیهاست. وقتی موجودیها کم و تحت کنترل است، ارزیابی موجودیها ساده تر و البته کم اهمیت تر خواهد بود. حسابداری ناب در برگیرنده روش هایی ساده، دقیق و اغلب عینی، برای ارزیابی موجودیهاست. تعدادی از این روش ها، نیازمند ردیابی تمام موجودیها نیست.

نتیجه گیری

در حالیکه حسابداری ناب هنوز مراحل پیشرفت را می پیماید، اکنون این باور وجود دارد که رویکردی استاندارد به سوی حسابداری، کنترل و اندازه گیری در حال شکل گرفتن است. این اصول، رویه ها و ابزار حسابداری ناب، در گسترده وسیعی در شرکت ها اجرا و گام هایی متنوع در جهت حرکت به تغییرات ناب برداشته شده است. این روش ها می تواند در جهت رفع نیاز های خاص هر شرکت به سادگی تعدیل شود و در عین حال با ضوابط گزارشگری مالی برون سازمانی کم و بیش مطابقت داشته باشد.

حسابداری ناب، خود ناب است، دارای موارد اتلاف منابع ناچیزی است و وقت مسئولان حسابداری و مالی را آزاد می سازد، به گونه ای که بتوانند به جای اتلاف وقت، فعالانه در فرایند تغییرات ناب مشارکت نمایند.

شرکتهایی که از حسابداری ناب استفاده می کنند، از اطلاعات بهتری برای تصمیم گیری برخوردارند، گزارشهای ساده و به موقعی که به روشنی برای همه افراد شرکت قابل درک است، در دسترس قرار دارند، آثار مالی واقعی تغییرات ناب را ارائه می کنند و بر ارزش های ایجاد شده برای مشتریان تاکید دارند. در نهایت ایم که حسابداری ناب به گونه ای فعال، تغییرات ناب را به حرکت در می آورد. پیامد این موارد، کمکی موثر در رشد و توسعه شرکت است، ارزش بیشتری برای مشتری قائل می شود و خالص جریان ورودی وجه نقد و ارزش مورد نظر ذی نفعان و مالکان را افزایش می دهد.

 

در پایان، بر این نکته زیبا تاکید می شود که:

مفهوم ناب

سفری است مستمر

نه مقصودی در دسترس

و رویه ای اجرایی است

نه صرف یک نظریه!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 6:50  توسط حدیثه نصیری الموتی  |